تبليغاتX
بیا به جای لعنت بر تاریکی شمعی روشن کنیم

حرف های دل من
تاريخ: جمعه 1386/08/25 ساعت :12:42

امروز حسابی دلم گرفته ،جمعس اما اون حسی رو که باید ندارم انگار نه انگار ...

نمی دونم شاید من اصلا منتظر نیستم .شاید فقط ادعا می کنم که دارم در جهت شناخت امام زمانم پیش می رم ،شاید اگه همین الان مرگم فرا برسه منم مثل خیلیای دیگه به مرگ جاهلی بمیرم .البته حقمه ،اون جوری که باید رو خودم کار نکردم .هنوزم تو خیلی از ناملایمات صبر نمی کنم و آرامش خودمو از دست می دم،هنوزم یاد نگرفتم توکل به خدا یعنی چی ،هنوزم از کنار خیلی از مسائل بی تفاوت می گذرم،هنوزم یاد نگرفتم که به حرفهایی که به دیگران

 می زنم خودمم باید عمل کنم آخه هنوز واقعا معتقد نیستم که امامم هر لحظه منو می بینه و به عنوان یه کسی که ادعا می کنه محب و شیعه اهل بیته ازم انتظار داره .

راستش تا حالا اینو خوب یاد گرفتم که راه رفتن تو این مسیر خیلی سخته، پستی و بلندی زیاد داره ،تازه قدم به قدم امتحان می شی تا پخته تر بشی آخه یار امام باید خیلی سرسخت باشه و شکست ناپذیر...

اما خوب خیلی سخته که به خودم بقبولونم که نباید ناامید بشم و شاید همین امروز ظهور اتفاق بیفته آخه یه چیزی ته دلم میگه وقتی تو هنوز آماده نیستی و نمی تونی از خجالت سرتو بلند کنی و تو چشمای قشنگ مولات نگاه کنی برای چی امیدواری امروز روز ظهور باشه آخه توهم آدمی ،خیلی آرزوها داری ...

حرف آخر اینکه خداجون اینو خوب می دونم که آخرش چاره ای ندارم جز اینکه رو به سمت تو کنم و بگم

    اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک

    اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک

    اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی

  

نوشته شده توسط نسیم | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: دوشنبه 1386/08/21 ساعت :18:29

چند روز پیش کتابی خوندم به نام خاکهای نرم کوشک 

 خاطراتی بود درباره یکی از فرماندهان جنگ به نام شهید برونسی 

با خوندن این خاطرات واقعاً آرزو کردم که ای کاش اون زمان من سن الانمو داشتم و همه این دورانو با چشمای خودم می دیدم .

یه نکته ای که خیلی توجه منو به خودش جلب کرد این بود که شهید از بیت المال چیزی  قبول نمی کرد حتی وقتی که از طرف امام  خمینی (ره) به طور کاملاً غیرمنتظره به حج مشرف می شه بعد از برگشت هزینه سفرو به بیت المال برمی گردونه حتی بارها شده بود که به جای پول بیت المال از پول شخصی هزینه کرده بود با وجود این که خونواده خودش در مضیقه بودند.

البته فقط شهید برونسی این کارو نمی کرده اون روزا خیلی ها یاد گرفته بودند که به خاطر دیگران از حقوق خودشون بگذرند ،اما حالا بابی تفاوتی هایی که ما دچارش شدیم ،با غفلتهامون که باعث شده یادمون بره چشمای نگران یکی لحظه به لحظه مارو زیرنظر داره ،تازه ادعامون هم می شه که منتظریم،یادمون رفته که قرار بوده شیعیان زینت آقاشون باشند نه مایه شرمندگیشون اما ...

 

 

نوشته شده توسط نسیم | موضوع: | لينک ثابت |
دعا
تاريخ: پنجشنبه 1386/08/17 ساعت :15:52

خداوندا نيک مي دانم که مردمان همه عصرها به تو و مردي از تبار تو چشم اميد داشته اند ،هرچند که هريک به زبان خود بر او نامي نهاده اند اما فرقي نمي کند که او مهدي ،سوشيانس ،ايستاده ،کالکي ،مسيح ،ماشيح يا... باشد .مهم اينست که او مرد سوار براسب سفيد ،برپاکننده عدل و راستي در جهان ،حيات بخش نام  تو در زمين ،تمام کننده رسالت انبياء و نويد بخش آزادي و آزادگي براي نسل بشر است .

بارالها من نيز چون ديگران منتظرم ،منتظر ظهور مردي پاک سرشت و نيک نام ،فردي که منجي اميدبخش تمام دورانهاست و همه وهمه او را مي شناسند.

پس  پروردگارا صداي ما را بشنو و دست هاي نياز ما به سوي بارگاهت را نظاره کن ،همگي يک خواسته داريم ...

 

                                                             اللهم عجل لوليک الفرج

 

نوشته شده توسط نسیم | موضوع: | لينک ثابت |
شروع
تاريخ: سه شنبه 1386/08/15 ساعت :12:1
دست تو باز می کند پنجره های بسته را

                                                              هم تو سلام می کنی رهگذران خسته را

سلام ...

من اومدم !

 

نوشته شده توسط نسیم | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo